مقدمه: اجماع در نگاه قدما و جایگاه آن در استدلال
مرحوم سید مرتضى به اجماع استدلال کرده است. ما این را مکرر عرض کردهایم که این اجماعاتى که در کلام قدما است، اجماعاتى بر کبریات مسئله است. این اجماعات را اجماع اجمالى بر نتایج مىدانند و دعواى اجماع بر نتایج مىکنند.
یعنى مىخواهند بگویند همه کسانى که آن کبریات کلى را قبول دارند، على نحو الاجمال این نتیجه را هم قبول دارند.
نمونه موردی: تبیین تطبیقی کاربرد اجماع در منابع قدما
بررسی عبارتی از کتاب «الخلاف» شیخ طوسی
مثلاً در خلاف هست که:
[!abstract] «در این مسئله اخبار هست، معارضى هم نیست، فدل اجماعهم على ذلك.»
در حالى که ممکن است اصلاً فقهاء مسئله را عنوان نکرده باشند ولى چون از نظر فقهاء این بوده که اخبارى که معارض ندارند حجت است و از طرفى ایشان به معارض برخورد نکرده، این را دلیل گرفته که همه این را قبول دارند و مطلب اجماعى است.
تعارض در نقل اجماعات و تحلیل منشأ آن
به همین خاطر است که مىبینیم در آن عصرها، ادعاى اجماعى با ادعاى اجماع دیگر معارض است و هر کس براى اثبات مطلب خودش به اجماع تمسک مىکند.
به عبارت دیگر، منشأ ادعاى اجماع، استقراء اقوال علماء نبوده.
نقد بر استناد سید مرتضی به اجماع
حال اگر ما در تطبیق کبریات با آن صغریاتش شبهه کردیم، قهراً این اجماعات به درد نمىخورد و موضوع بحث ما از همین قبیل است.
بنابراین استدلال مرحوم سید مرتضى محل اشکال است.
برگرفته از: شبیری زنجانی موسی. کتاب نکاح (شبیری). ج ۲۵، مؤسسه پژوهشی رای پرداز، ص ۷۸۹۸.