به نظر ما، منظور از «اوفوا بالعقود» تصحیح و تنفیذ عقد نیست؛ برخلاف نظر شیخ و مشهور که به آن برای اثبات صحت عقود استدلال کردهاند. بلکه مفاد این آیه، لزوم عقد صحیح است؛ یعنی صحت عقد در آن فرض شده است و آیه به این نکته اشاره دارد که به تعهد و پیمانی که خود را بدان ملتزم کردهاید، پایبند باشید.
تمایز میان صحت و لزوم عقد
اما اینکه کدام تعهدات صحیح و کدامیک باطل است، از مدلول این دلیل خارج است. همانگونه که مفاد ادله وفای به وعده نیز این نیست که هر وعدهای که انسان میدهد، صحیح و لازمالوفاء است. در همین راستا، آیا میتوان با استناد به ادله استحباب وفای به عهد و وعده (مانند: «وعد المؤمن نذر لا کفارة فیها»)، حلیت چیزی را اثبات کرد که شخص در حلیت آن شک دارد؛ به این بیان که اگر به آن وعده دهد، وفای به آن مستحب خواهد بود؟
مشابهت دلیل وجوب وفای به عقد با دلیل استحباب وفای به وعده
مفاد وجوب وفای به عقد در این جهت، مانند استحباب وفای به وعده است. ما این مطلب را به تفصیل در ضمن مباحث عام و خاص و بحث از عناوین ثانوی و طارئ بیان کردهایم.
بر اساس جلسه ۲۳ شهریور ۱۴۰۴