مشهور فقها و ادعای بطلان نماز به سبب گریه عمدی
مشهور فقها معتقدند که تعمد البکاء نماز را باطل میکند. اما شهید در «ذکری» فرمودهاند:
[!abstract] «اگر بکاء، ماحی صورت صلات نباشد، دلیلی بر بطلان وجود ندارد مگر یک روایت ضعیف که ابوحنیفه آن را نقل کرده است.»
مفهومشناسی «بکاء»
یکی از سؤالات اساسی این است که دقیقاً چه عملی «بکاء» محسوب میشود؟
- آیا اشکریختن بدون صدا هم بکاء است؟
- آیا گریه با صدا ولی بدون اشک هم بکاء است؟
بررسی روایت ابوحنیفه
سوال دیگری که مطرح است این است که آیا عمل مشهور، ضعف سند روایت ابوحنیفه را جبران میکند؟
روایت ابوحنیفه که در کتب «استبصار» و «فقیه» نقل شده، به صورت زیر است:
[!quote] «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْبُكَاءِ فِي الصَّلَاةِ أَ يَقْطَعُ الصَّلَاةَ قَالَ إِنْ بَكَى لِذِكْرِ جَنَّةٍ أَوْ نَارٍ فَذَلِكَ هُوَ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي الصَّلَاةِ وَ إِنْ كَانَ ذَكَرَ مَيِّتاً لَهُ فَصَلَاتُهُ فَاسِدَةٌ.»[1]
توضیح: در این روایت، بکاء برای میت، مثالی است برای امور دنیوی؛ پس عرفا به تمام گریههایی که به خاطر دنیا باشد، تسری داده میشود.
[!quote] «وَ رُوِيَ أَنَّ الْبُكَاءَ عَلَى الْمَيِّتِ يَقْطَعُ الصَّلَاةَ وَ الْبُكَاءَ لِذِكْرِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ فِي الصَّلَاةِ»[2]
این روایت ظاهراً همان روایت ابوحنیفه است.
معنای «بکاء» در کتب لغت: تفاوت «بُکاء» و «بُکی»
- جوهری در صحاح: «بکاء» گریه با صداست، و «بُکی» گریه با اشک است.[3]
- مفردات راغب: «بکاء» در جایی است که صوت غالب باشد، و «بُکی» در جایی که حزن غالب باشد.[4]
- لسان العرب: «بکاء» گریه با صداست، و «بکی» با اشک است.[5]
دیدگاه آیتالله بروجردی درباره «بکاء»: اشک، محور اصلی
آیتالله بروجردی فرمودهاند که هر دو گریهی با اشک است، چه با صدا چه بیصدا. ایشان برای اثبات این دیدگاه به دو شاهد اشاره میکنند:
- حدیث «ابكوا، فإن لم تبكوا فتباكوا»: تباکی، یعنی هقهق کنید؛ شبیه گریهکردن.[6] اگر بکاء همیشه صوتِ همراه با اشک باشد، پس در هر بُکائی همیشه تباکی است و تقابلی بین اینها نیست.[7]
- اسناد گریه به «عین»: عرب همیشه گریه را به عین نسبت میدهد. درحالیکه اگر گریه بدون اشک هم گریه بود، بهتر بود به دهان نسبتش دهند.[8]
بنابراین مراد از «بکاء»، اشکی است که ناشی از حزن باشد. کما این که در روایت آمده: «بَکّائین پنج نفر بودند؛ یکیشان امام سجاد علیهالسلام بود.»؛ و نیز در روایت آمده عرش خداوند به خاطر بکاء یتیم میلرزد؛[9] و مراد از تمام اینها، گریهی همراه با اشک است.
بنابراین (بر فرض پذیرش روایت ابوحنیفه) کسی که در نماز مثلا حواسش به فیلم هندی هم هست و اشکش جاری میشود ولو بدون صدا، نمازش باطل است
دیدگاه آیتالله سیستانی درباره «بکاء»: اجتماع صوت و اشک
استدلال به تقابل بین تباکی با بکاء، صحیح نیست؛ برای تقابل، همین مقدار کافی است که بکاء مجموع صوت و دمع باشد، ولی تباکی صوتِ بدون دمع باشد.
آیتالله سیستانی فرمودهاند: ظاهر کلمات لغویین این است که «بکاء» مشتمل بر عویل و صوت است.
در پاسخ به استدلال آیتالله بروجردی مبنی بر اسناد گریه به «عین»، آیتالله سیستانی میپرسند: «پس چرا میگویند: “سمعتُ بکائَه” یا “بکی بکاء عالیاً”؟» «بکاءً عالیاً» به معنای گریه با صدای بلند است، نه ریختن اشک زیاد. لذا ایشان فرمودهاند: یا باید بگویید «بکاء» مشترک لفظی است، یا باید بگویید بر انضمام هر دو (اشکریختن و با صدا بودن) اطلاق میشود.
جمعبندی و نتیجهگیری: «بکاء» چیست و آیا نماز را باطل میکند؟
استدلالهای آیتالله سیستانی خوب است و میتوان نتیجه گرفت که «بکاء» مشتمل بر هر دو (صوت و اشک) است. مرحوم آیتالله خوئی نیز فرمودهاند: «قدر متیقن از بکاء همین است.» فلذا اگر کسی فقط هقهق کند ولی اشک نداشته باشد، عرفاً نمیگویند گریه کرده است، و اگر فقط اشکش جاری شود، نمیگویند «گریه کرد». بنابراین، قدر متیقن از روایت ابوحنیفه، اجتماع هر دو است؛ آن بکائی مبطل نماز است که هم صدا داشته باشد و هم اشک.
اعتبار روایت ابوحنیفه و جبران ضعف سند توسط شهرت فتوایی
با وجود این تفاسیر از «بکاء»، روایت ابوحنیفه ضعیف است. مسئله «آیا بکاء برای امور دنیوی نماز را باطل میکند؟» اولین بار توسط شیخ طوسی در «المبسوط» مطرح شد و مشهور فقهای پس از ایشان قائل به بطلان شدند.
اما سؤال این است که آیا عمل مشهور فقها پس از شیخ طوسی، ضعف سند این روایت را جبران میکند؟ به نظر ما، عمل مشهورِ پس از شیخ طوسی (که قبل از ایشان مطرح نبوده) صغرویاً ضعف سند را جبران نمیکند، بهعلاوهی اینکه کبرویاً هم قبول نداریم.
احتیاط در مسئله بکاء: مستحب یا واجب؟
لذا، اگر «جرئت داشتید»، میتوانید مانند آقای زنجانی بگویید: «احتیاط مستحب این است که در نماز، به خاطر دنیا گریه نکنید.» اما اگر «جرئت نداشتید»، بگویید: «احتیاط واجب».
منبع بحث
این نوشتار برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی، در جلسات زیر است:
- جلسه ۹۱ – دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
- جلسه ۹۲ – سهشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۳
الاستبصار فيما اختلف من الأخبار؛ ج۱، ص: ۴۰۸ ↩︎
من لا يحضره الفقيه؛ ج۱، ص: ۳۱۷ ↩︎
إنّ البكاء المبطل هل يختصّ بالبكاء مع الصوت أو يعمّه و ما ليس فيه صوت؟ وجهان، و المحكيّ عن عدّة من اللغويّين أنّ البكاء ممدودا عبارة عمّا فيه الصوت، و مقصورا عمّا فيه خروج الدمع فقط، فقد صرّح الجوهري بأنّ الأوّل أي المقصور موضوع لخروج الدمع فقط، و الثاني يعني الممدود، لخروج الدمع المقرون بالصوت. نهاية التقرير؛ ج۲، ص: ۳۵۶ ↩︎
بَكَى يَبْكِي بُكىً و بُكَاءً، فالبكاء بالمدّ: سيلان الدمع عن حزن و عويل، يقال إذا كان الصوت أغلب كالرّغاء و الثغاء و سائر هذه الأبنية الموضوعة للصوت، و بالقصر يقال إذا كان الحزن أغلب. مفردات ألفاظ القرآن، ص: ۱۴۱ ↩︎
البُكَاء يقصر و يمد؛ قاله الفراء و غيره، إذا مَدَدْتَ أَردتَ الصوتَ الذي يكون مع البكاء، و إذا قَصرت أَردتَ الدموع و خروجها. لسان العرب، ج۱۴، ص: ۸۲ ↩︎
تباکی: تکلَّف البکاء. لسان العرب، ج۱۴، ص: ۸۳. تَبَاكَى الرجل: تكلف البكاء. مجمع البحرين، ج۱، ص: ۶۰ ↩︎
و يؤيّد ما ذكرنا أنّه ورد في الحديث: «ابكوا، فإن لم تبكوا فتباكوا» فإنّ الظاهر أنّ البكاء فيه بمعنى خروج الدمع، و إلّا فلو كان البكاء الممدود عبارة عن خروج الدمع مع الصوت فالتباكي حاصل قهرا. نهاية التقرير؛ ج۲، ص: ۳۵۹ ↩︎
و يؤيّده أيضا إسناد البكاء في كلمات العرب نثرا و نظما إلى العين، و لو كان البكاء الممدود عبارة عمّا فيه الصوت، لكان الأنسب إسناده إلى الفم لأجل الصوت، لا إلى العين لأجل خروج الدمع. نهاية التقرير؛ ج۲، ص: ۳۵۹ ↩︎
و منه ينقدح أنّ الأظهر بعد عدم ثبوت ما ذكره الجوهري من الفرق بين الممدود و المقصور. هو كون البكاء مطلقا بمعنى خروج الدمع فقط الناشئ عن الحزن الحاصل للقلب من غير اعتبار الصوت فيه أصلا، لما عرفت من الإسناد إلى العين، و من الحديث الآمر بالتباكي إذا لم يجد البكاء، و بعض الروايات الواردة في أنّ البكّائين خمسة كما عن الخصال، و في أنّ اليتيم إذا بكى اهتزّ له العرش. نهاية التقرير؛ ج۲، ص: ۳۵۹ ↩︎