آیا تعبیر «غیر واحد» مضر به اعتبار روایت است؟

:books: روایت مورد بحث: اشکال ارسال در سند روایت محمد بن ابی عمیر

روایت نقل‌شده از محمد بن ابی عمیر، که در وسائل الشیعه (ج۴، ص۳۴۳، ح۲) آمده است، به ظاهر دچار ارسال سندی است.

این روایت، که در خصوص حکم میته است، به شرح زیر است:

«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي الْمَيْتَةِ قَالَ لَا تُصَلِّ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْهُ وَ لَا شِسْع‏»

اشکال اِرسال در این سند از آنجاست که فاصله بین «محمد بن ابی عمیر» و «امام صادق (ع)» با عبارت کلیِ «عَن غَیرِ واحِدٍ» پر شده و نام راوی، به صورت مشخص ذکر نشده است.


:key: دو طریق اساسی برای تصحیح سند مرسل «غیر واحد»

با این حال، به رغم وجود عبارت «عن غیر واحد»، می‌توان سند این روایت را از دو مسیر مجزا تصحیح و اعتبار آن را تأیید نمود:

  1. وثاقت مشایخ ابن ابی عمیر:
    • پذیرش وثاقت تمامی مشایخ ابن ابی عمیر.
  2. عدم اخلال ارسال با تعبیر «غیر واحد»:
    • استدلالی مبنی بر اینکه ارسال در این موارد، نظیر ارسال‌های متعارف نیست و به سند لطمه‌ای وارد نمی‌کند.

:light_bulb: تبیین: استدلال آیت‌الله خویی بر عدم قدح تعبیر «غیر واحد»

بنا بر طریق دوم، برخی از جمله حضرت آیت‌الله خویی (قدس سره)، معتقدند که این نوع از تعابیر، خللی در اعتبار سند ایجاد نمی‌کند. ایشان در توضیح این نکته می‌فرمایند:

حتی اگر مراد دقیق از عبارت «غیر واحد» معلوم نباشد، تعبیراتی مانند:

  • «غیر واحد»
  • «جماعة من اصحابنا»
  • «عدة من اصحابنا»

گرچه در اصطلاح علم حدیث، نوعی ارسال محسوب می‌شوند، اما این ارسال مضر به اعتبار روایت نیست.

علت عدم قدح آن است که این تعابیر، حاکی از آن است که عدد کثیری از راویان، این حدیث را نقل کرده‌اند. در مورد راویانی چون ابن ابی عمیر و دیگر اعلام، اگرچه ممکن است تمام مشایخ آن‌ها ثقه نباشند، اما این امر یقینی و یا حداقل اطمینانی است که:

  1. همه آن‌ها ضعیف نیستند.
  2. لااقل یک نفر از این «عدد کثیر»، ثقه است.

و وثاقت تنها یک نفر از این جمع برای اعتبار و تصحیح سند روایت، کفایت می‌کند. [1]


:white_check_mark: نتیجه‌گیری نهایی و کاربرد قاعده

بنابراین، در چنین مواردی، حتی اگر فقیهی مبنای وثاقت مشایخ ابن ابی عمیر را نپذیرد (همانند خود مرحوم آیت‌الله خویی)، می‌تواند از طریق دوم استفاده کرده و سند روایت را تصحیح و به محتوای آن عمل نماید.


  1. خوئی، سید ابوالقاسم، موسوعة الإمام الخوئي، ج ۱۲، ص ۱۴۹، مؤسسة إحياء آثار الامام الخوئي، ۱۴۱۸ ق. ↩︎