«حجیت» به معنای تدارک در سلوک اجتماعی به مصلحت نظم و سهولت
تفسیر «حجیت» یکی از مباحث مهم اصول است. حجیت به معنای «تغییر حکم» و «وظیفه واقعی» نیست و همچنین «طریقیت» صرف هم نیست. جعل حجیت برای کاشف صرف معنا ندارد. به معنای «منجزیت و معذریت» که مرحوم آخوند می گفت هم نیست زیرا در تنجیز به واقع رسیده است و حجیت برای آن معنا ندارد و تعذیر هم نتیجه حجیت است. معنای حجیت، «تدارک» است یعنی اگر اشتباه کردی به جهت سهولت کار و حفظ جامعه اشکالی ندارد. اگر به واقع رسید که رسیده است، ولی اگر نرسیده است می گوییم: به آن «مصالح تسهیل و حفظ نظام» رسیده است. اینکه می گویند: علم حجت است یعنی می دانم همیشه به واقع نمی رسد ولی سهولت و ارامش جامعه حفظ شده است و لذا تعذیر نتیجه حجیت است. این نظریه چیزی شبیه «مصلحت سلوکی» می شود.
حجیت، پدیده اجتماعی است که منشاء آن وجود قانون در جامعه است. انسان اگر فردی باشد «حجیت» معنا ندارد. حجیت صرف وفق عمل نیست. قوه وهم و خیال هم در انسان تصرف می کند و انسان ترتیب اثر می دهد. پس حجیت یک اساس عقلایی برای حفظ نظام است.
آقایان می گویند: «حجیت» یدور مدار کشف ولی ما می گوییم: «حجیت» یدور مدار النظام.
طبق مبنای آقایان حجیت مثل یک شیشه صرف است و شیشه کاری در تصویر پشت سر خود نمیکند و آن را بدون دخل و تصرف نشان میدهد ولی طبق مبنای ما در متعلق خود اثر دارد و اگر حجیت را کشف بدانیم اصلاً جعل حجیت برای کاشف صرف معنا ندارد و نائینی میگوید تتمیم کشف و آخوند میفرماید منجزیت که معنا ندارد لذا اگر جایی آمد که چیزی حجت است یعنی اگر اشتباهی پیش آمد تدارک میشود و شما اشتباه کردی ولی اگر نظام اجتماعی حفظ شد و سهولت کار حفظ شد این حجت است و معذریت نتیجه حجیت است و مراد شیخ از مصلحت سلوکیه هم همین است و حرف ما شبیه مصلحت سلوکیه شیخ است یعنی علم که حجت است من میدانم گاهی خراب میکند ولی آرامش و سهولت و نظام جامعه حفظ میشود.
تاریخ 13 دی ماه 1395.