# دلیل دوم بر عدم تورث اجازه و تبیین کلام مرحوم شیخ و نقد کلام مرحوم اصفهانی

**URL:** https://mobahasah.ir/t/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C/3071
**Category:** فقه استاد شب‌زنده‌دار
**Created:** [اکتبر 22، 2023، 10:11ق.ظ UTC](https://mobahasah.ir/t/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C/3071 "2023-10-22T10:11:17Z")
**Posts on this page:** 1
**Page:** 1

<div class="post-metadata">

### Author: ![alisoleimani](https://mobahasah.ir/letter_avatar_proxy/v4/letter/a/df705f/32.png) [@alisoleimani](https://mobahasah.ir/u/alisoleimani)
#### Post date: [اکتبر 22، 2023، 10:11ق.ظ UTC](https://mobahasah.ir/t/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C/3071/1 "2023-10-22T10:11:17Z")

</div>

ادله عدم تورث اجازه ـ دلیل دوم  
مرحوم شیخ اعظم در مقام طرح دلیل برای عدم تورّث اجازه کلامی دارند که به دو نحو قابل تفسیر است:  
اول: ارتکاز عرف، اجازه را مانند سائر تصرفات می‌بیند و لذا اگر قائل شویم اجازه به ارث می‌رسد لازم می‌آید بگوییم سائر تصرفات مالک ـ مانند بیع و اجاره و صلح و هبه ـ نیز از میت به ورثه منتقل می‌شود که کلامی باطل است زیرا عرف، موضوع جواز بیع و اجاره و غیره را سلطه مالک بر مال می‌داند نه ارث، بنابراین موضوع اجازه برای مالک نیز سلطه مالک بر مال است.  
دوم: برفرض که اجازه حق باشد اما ادله دال بر ارث رسیدن حقوق، انصراف از حق الاجازه دارد زیرا اجازه اثری از آثار سلطنت مالک بر مالش است و به تبع مالکیت ورثه این اثر نیز برای ورثه وجود دارد و لذا جعل دوباره‌ی این اثر ـ به‌خاطر ارث ـ توسط شارع، کاری لغو است.  
تفسیر محقق اصفهانی از کلام شیخ اعظم  
اجازه حق نیست تا به ارث برده شود بلکه حکمی از احکام است.  
مناقشه استاد شب زنده‌دار: این تفسیر خلاف ظاهر کلام شیخ اعظم است زیرا شیخ تعبیر به حق نبودن اجازه نکردند.  
مناقشه محقق اصفهانی بر کلام شیخ اعظم  
اولا نفس اجازه، فعل مجیز است و نمی‌تواند اثر باشد بلکه جواز و نفوذ الاجازه اثری از آثار سلطنت است.  
ثانیا نفوذ الاجازه اثر سلطنت مالک نیست زیرا سلطنت مالک به معنای قدرت مالک بر بیع و هبه و امثال آن‌هاست و قدرت بدون جعل جواز بیع و هبه و اجازه توسط شارع، حاصل نمی‌شود و لذا سلطنت مالک متقوم به جواز اجازه و متاخر از آن است. در نتیجه بهتر است مرحوم شیخ این‌گونه تعبیر می‌کردند که اجازه اثری از آثار ملک است نه سلطنت مالک.  
مناقشه استاد شب زنده‌دار  
بین ملکیت و سلطنت ملازمه وجود ندارد و ممکن شخص مالک باشد اما سلطه بر مالش نداشته باشد ـ مانند مفلس ـ و لذا شارع همانطور که ملکیت را جعل کرده، توسط «الناس مسلطون علی اموالهم» سلطه تشریعیه را نیز جعل کرده و آن را موضوع برای احکام و آثاری قرار داده است مثل اینکه می‌گوید: شخصی که مسلط بر مال است و مفلس نیست تصرفاتی مانند بیع و اجازه را می‌تواند انجام دهد.  
بنابراین شاید مراد شیخ اعظم از اینکه فرموده اجازه اثری از آثار سلطنت مالک است، سلطنت تشریعیه باشد.
