# بررسی قاعده حذف متعلق مفید عموم است و تطبیق آن بر حدیث رفع

**URL:** https://mobahasah.ir/t/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B1%D9%81%D8%B9/3598
**Category:** اصول استاد گنجی
**Created:** [اکتبر 13، 2024، 3:29ق.ظ UTC](https://mobahasah.ir/t/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B1%D9%81%D8%B9/3598 "2024-10-13T03:29:43Z")
**Posts on this page:** 1
**Page:** 1

<div class="post-metadata">

### Author: ![khisheh](https://mobahasah.ir/letter_avatar_proxy/v4/letter/k/ac8455/32.png) [@khisheh](https://mobahasah.ir/u/khisheh)
#### Post date: [اکتبر 13، 2024، 3:29ق.ظ UTC](https://mobahasah.ir/t/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B1%D9%81%D8%B9/3598/1 "2024-10-13T03:29:43Z")

</div>

بعضی گفتند حذف متعلق، دلیل بر عموم است و اگر فرمود خمر حرام است، یعنی شرب و بیع خمر حرام است. اما این سخن نادرست است که حذف متعلق دلیل بر عموم است، چون عموم و اطلاق صفت، مستعمل فیه است و باید ابتدا مستعمل فیه پیدا شود و بعد بگوییم حالا که در جامع استعمال کرد، پس جامع مراد است. وقتی فرمود اعتق رقبة باید ابتدا بفهمیم که عتق رقبه چیست، وقتی متوجه شدیم که عتق رقبه یعنی آزادی برده، متوجه می‌شویم که جامع آن چه مومنه چه کافره مراد است.

اطلاق بعد از تعیین مراد استعمالی است و باید ابتدا مراد استعمالی یافت شود و بعد بگوییم حالا که مراد استعمال جامع شد، اطلاق دارد. مشکل ما در رفع این است که مراد استعمالی نیست و اگر فرمود رفع آن را برای چه چیزی مرآت قرار داد؟ برای مواخذه یا اثر مناسب یا جمیع الآثار؟ بله مثلا اگر فهمیدیم که مواخذه مراد است، این مواخذه شامل همه مراتب مواخذه می‌شود. لذا تمسک به اطلاق، بعد از تعیین مستعمل فیه است. مثلا در لایحل مال امرء الا بطیب نفسه، گفته شده چون متعلق لایحل حذف شده، پس عام است یعنی تصرف و انتفاع حلال نیست. اما به نظر ما این نادرست است چون اصلا نمی‌دانیم مراد از لایحل چیست. مگر اینکه بگوییم لایحل به تصرف انصراف دارد و مراد همان چیزی است که نزد عقلاء قبیح است یعنی تصرف بدون اذن.  
لذا در محل کلام ما می‌گوییم در تقدیر گرفتن جمیع الآثار یک استظهار عرفی است بر خلاف مرحوم شیخ که گفت این مساعد اعتبار و یک استحسان ذهنی است. در بحث اذا تعذرت الحقیقة فالاولی اقرب المجازات، گفته شده این جمله نادرست است چون چه بسا در نظر عرف، ظاهر از این استعمال در معنای دور باشد نه اقرب المجازات. به نظر ما نیز اقرب المجازات آیه و روایت ندارد و چه بسا ابعد المجازات نزد عرف اوضح باشد. در محل کلام نیز سخن مرحوم شیخ نادرست است که گاهی گفته مرفوع، جمیع الآثار عرفیت بیشتری دارد بلکه همیشه چنین است زیرا ریشه استظهار عرفی، کثرت استعمال است. منشا ظهورات و استظهارات عرفی، اطراد است گرچه به نظر ما اطراد خودش علامت حقیقت نیست.  
پس غالبا وقتی نفی حقیقت استعمال می‌شود مثل اینکه می‌فرماید این نماز نیست یا این شرافت نیست یا این انصاف نیست ادعاءا، به لحاظ نفی همه آثار است. مبرر نفی حقیقت و این استعمال، آن است که هیچ آثاری ندارد و همینکه عمده آثار را نداشت، می‌گویند این نیست. در مثل لاصلاة لجار المسجد الا فی المسجد نیز گفتند چون نماز در مسجد خیلی فضیلت دارد و برای مجاور کم اثر است، ادعا می‌کنند که این نمازت نماز نیست گو اینکه اثر نماز را ندارد.  
درس خارج اصول. تاریخ 21 مهر ماه 1403
